راست راستي و الكي ؟ كداميك؟

در اينجا يكسري عكس از وب سايت گلزار شهداء http://www.golzarshahid.blogfa.com/ را برداشته براي پند گرفتن و قضاوت بين دروغ و حقيقت گذاشته مي شود. به ادامه هم مراجعه كنيد.

ادامه نوشته

خيلي خوندنيه...

اين مطلب از  طرف يكي برام ايميل شد . حيفم اومد شما هم اين رو نخونين.


ته پیاز و رنده رو پرت کردم توی سینی، اشک از چشمام جاری بود. در یخچال رو باز کردم و تخم مرغ رو شکستم روی گوشت ، روغن رو ریختم توی ماهیتابه و اولین کتلت رو کف دستم پهن کردم و خوابوندم کف ش ، برای خودش جلز جلز خفیفی کرد که زنگ در را زدند. پدرم بود. بازم نون تازه آورده بود. نه من و نه اصغر حس و حال صف نونوایی نداشتیم.می گفت نون خوب خیلی مهمه ! من که بازنشسته ام، کاری ندارم ، هر وقت برای خودمون گرفتم برای شما هم می گیرم. در می زد و نون رو همون دم در می داد و می رفت. هیچ وقت هم بالا نمی اومد، هیچ وقت.

ادامه نوشته

هنوز مانده تا ما خيلي چيزها را ياد بگيريم.


یکشنبه, 14 خرداد 1391 ساعت 22:13

وقف خانه 
مادر شهید یرج ترابی

مادر شهید ایرج ترابی در یک امر خداپسندانه خانه خود را در شهر لاهیجان وقف کرد.

خانه حوا مرادی مادر شهید ایرج ترابی 80 مترمربع مساحت دارد .رمضانعلی پاکیزه رئیس اداره اوقاف و امور خیریه لاهیجان گفت : قرار است خانه این مادر شهید که حدود 900 میلیون ریال قیمت دارد فروخته و در یکی از روستای لاهیجان مسجد ساخته شود.ایرج ترابی فرزند این مادر خیر را منافقان سال 60 به شهادت رساندند.

 خوش به حال پرستو ها

و زمين خيلي كوچكه

 خوش بحال آنان كه پر پرواز  دارند...

مخلص شهدا هستم هنوز

امام صادق(ع) به نقل از رسول خدا(ص):

«سه طایفه شفاعت می‌کنند و شفاعتشان پذیرفته می‌شود: پیغمبران، علماء و شهدا.» (جامع الحادیث الشیعه، ج ۳، ص ۱۶)

مدت مديدي است كه نشد در اين فضا به شهداء ابراز ارادت كنم. نمي دانم شايد توفيق سعادت سلب شده بود؟ يا شايدم تنبلي نمودم. اما بهر حال فكر تنمي كنم چيزي از ارادتم نسبت به شهداء كم شده باشد.

به اميدي كه هر روز درب خانه شهداء را بزنيم و حاجت بطلبيم.

ادامه نوشته