انتخاب شهردار کار اساسی منتخبین مردم

  مرتضی رحیمی نژاد کارشناس مدیریت دولتی

استفاده از نخبگان محلی و تجربیات آنان و نیز ایجاد همکاری و همدلی میان مدیریت شهری و مردم از دیگر ضرورت هاست که باعث جلب مشارکت مردم در کارها نیز خواهد شد. شورای یک خرد جمعی است و مردم هستند که می توانند شهر خود را بسازند اعضای جدید باید توجه کنند که هرجا مردم در صحنه بودند در آنجا شوراها موفق تر عمل کردند. اکنون بر اساس تجربه 3 دوره شوراها می توان گفت مهمترین موانع کار شوراها نواقص قانونی  است که در برخی موارد باعث تداخل وظایف مدیریت شهری و سازمان های دولتی می شود. در دوره اخیر پس از بررسی قوانین  توسط کارشناسان مشخص شد که 600 ابهام برای شوراها وجود دارد. به عنوان مثال اگر مدیریت شهری را به شهردار و شورای شهر واگذار کنیم  مشکلات و ابهام هایی به وجود خواهد آمد. به عنوان مثال اکنون اگر شهردار یا شورا بخواهد یک تیر برق یا لوله گاز را جابجا کند اختیار کامل این کار را ندارد. به این ترتیب می توان گفت که بعضی از قوانین در کار مدیریت شهری و سازمان های دیگر تداخل ایجاد کرده  است. اما آیا این موانع در دوره چهارم شوراها برطرف خواهد شد یانه؟ به دولت بستگی دارد. تعامل دولت با شوراها برای پیش برد کارها بسیار ضروری است. گذشته از این پیشنهاد اصلی برای اعضای شورای  دوره بعد انتخاب یک شهردار خوب است. اگر شورای شهر یک شهردار خوب را انتخاب کند و به او اطمینان داشته باشد و شهردار نیز مصوبات شورا را اجرا کند بسیاری از مشکلات حل خواهد شد. در هر شهر اگر شهردار خوب عمل کند و در کار خود موفق باشد شورا نیز با خیال راحت فعالیت کرده و نزد مردم نیز مقبول خواهد بود.   شاید اینها پرسش هایی است که شورای شهر در آغاز برای انتخاب شهر دار با آن مواجه شود. با توجه به وظایف پیچیده و متنوع شهرداری ها، شهردار باید دارای چه تخصص یا تخصص هایی باشد؟ آیا باید متخصص فضای سبز باشد یا دارای تخصص مرتبط با محیط زیست؟ مهندس عمران باشد یا مهندس معمار؟ مهندس صنایع یا مهندس بهداشت محیط؟ علم اقتصاد یا جامعه شناس یا جز اینها؟ همه اینها در مدیریت شهری مورد نیاز هستند ولی آیا کسی پیدا می شود که تمامی این تخصص ها را داشته باشد؟ بدیهی است که پاسخ منفی خواهد بود. پس باید چه تخصصی داشته باشد؟ در پاسخ باید گفت: اگر شهرساز نمی توان شد، لیکن میتوان مدیریت شهرسازانه ای داشت و اگر معمار نمی توان بود میتوان مدیریت معمارانه داشت. پس باید دنبال کسی گشت که اگر این تخصص ها را ندارد مدیریت استفاده از آنهارا داشته باشد. و اگر از عهده این امر براید فرد مناسبی برای تصدی سازمان شهرداری است  شهردار کسی است که خود منتخب افراد منتخب مردم یک شهر است و مشروعیت اداره امور شهر را به واسطه رایی که مردم به اعضای منتخب خود در شهر می دهند بدست می آورد بنابر این باید بتواند شهر را با مدبریت شورایی اداره کند. برای این امر وی باید به این نوع مدیریت باور داشته باشد. و نه تنها شهر را متناسب با دیدگاه و خواسته های نمایندگان مردم در شورا اداره کند بلکه با همراهی و هم فکری شورا امکان حضور مستمر مردم را در امور شهر فراهم سازد به گونه ای که شهر در اختیار مردم قرار گیرد و پروژهای عمرانی و فعالیت های خدماتی در پاسخ به نیازهای واقعی مردم شهر تعریف و اجرا شود. شهردار باید کسی باشد که هدف مدیریت شهری را توسعه بداند نه عمران و ارائه خدمات بیشتر. شهردار منتخب شورا می بایستی به مدیریت شهروند محور باور داشته باشد. بنابر این باید بتواند به سهولت با مردم ارتباط برقرار کند.  و نیز می بایستی با سازماندهی مناسب امکان، آگاهی از نظرات و دیدگاهای واقعی مردم را فراهم کند و شهر در چهارچوب خواسته های مردم مدیریت شود. اولویت دادن به مشکلات محلی و ایجاد هماهنگی میان شورا و شهرداری اولویت دیگری است که اعضای جدید باید مدنظر قرار دهند. استفاده کردن از نخبگان محلی و نیز تجربیات آنها و همچنین ایجاد همکاری و همدلی میان مدیریت شهری و مردم از دیگر ضروریت هاست که باعث جلب مشارکت مردم در کارها خواهد شد. و میتواند کمک حال اعضاء شورا در تصمیم گیری ها باشد. با وجود این باید توجه داشت که این مردم هستند که می توانند شهر خود را بسازند. اعضای جدید نیز باید توجه کنند که هرجا مردم در صحنه بودند در آنجا بود که شوراها موفق عمل کردند. به امید شهری آباد وسالم

گناه نكردن از توبه كردن آسانتر است

  گناه نكردن از توبه كردن آسانتر است در بنى اسرائيل عابدى بود كه دنبال كارهاى دنيا هيچ نمى رفت و دائم در عبادت بود، ابليس صدايى از دماغ خود در آورد كه ناگاه جنودش جمع شدند، به آنها گفت: چه كسى از شما فلان عابد را براى من مى فريبد؟ يكى از آنها گفت: من او را مى فريبم. ابليس پرسيد: از چه راه؟ گفت: از راه زنها. شيطان گفت: تو اهل او نيستى و اين مأموريت از تو ساخته نيست، او زنها را تجربه نكرده است. ديگرى گفت: من او را مى فريبم. پرسيد: از چه راه بر او داخل مى شوى؟ گفت: از راه شراب، گفت: او اهل اين كار نيست كه با اينها فريفته شود. سومى گفت: من او را فريب مى دهم، پرسيد: از چه راه؟ گفت: از راه عمل خير و عبادت! شيطان گفت: برو كه تو حريف اويى و مى توانى او را فريب دهي. آن بچه شيطان به جايگاه عابد رفت و سجاده خود را پهن كرده، مشغول نماز شد. عابد استراحت مى كرد، شيطان استراحت نمى كرد. عابد مى خوابيد، شيطان نمى خوابيد و مدام نماز مى خواند، بطورى كه عابد عمل خود را كوچك دانست و خود را نسبت به او پست و حقير به حساب آورد و نزد او آمده، گفت: اى بنده خدا ! به چه چيزى قوت پيدا كرده اى و اينقدر نماز مى خوانى؟ او جواب نداد، سؤ ال سه مرتبه تكرار شد كه در مرتبه سوم شيطان گفت: اى بنده خدا ! من گناهى كرده ام و از آن نادم و پشيمان شده ام؛ يعنى توبه كرده ام، حال هرگاه ياد آن گناه مى افتم به نماز قوت و نيرو پيدا مى كنم. عابد گفت: آن گناه را به من هم نشان بده تا من نيز آن را مرتكب شوم و توبه كنم كه هر گاه ياد آن افتادم، بر نماز قوت پيدا كنم. شيطان گفت: برو در شهر فلان زن فاحشه را پيدا كن و دو درهم به او بده و با او زنا كن. عابد با همان لباس عبادت در كوچه هاى شهر سراغ خانه آن زن زناكار را مى گرفت. مردم خيال مى كردند براى موعظه آن زن آمده است، خانه اش را نشان عابد دادند. عابد به خانه زن كه رسيد، مطلب خود را اظهار نمود. آن زن گفت: تو با هيئت و شكلى نزد من آمده اى كه هيچ كس با اين وضع نزد من نيامده است، جريان آمدنت را برايم بگو، من در اختيار تو هستم. عابد جريان خود را تعريف نمود. آن زن گفت: اى بنده خدا ! گناه نكردن از توبه كردن آسانتر است. وانگهى از كجا معلوم كه تو توفيق توبه را پيدا كنى، برو، آن كه تو را به اين كار راهنمايى كرده شيطان است. عابد بدون آن كه مرتكب گناهى شود برگشت و آن زن همان شب از دنيا رفت، صبح كه شد مردم ديدند كه بر در خانه اش نوشته كه بر جنازه فلان زن حاضر شويد كه اهل بهشت است!