تولد: 1/1/42 لاهیجان                شهادت:13/3/64  لبنان  زیارتگاه : لاهیجان

 

بسم الله الرحمن الرحيم

الذي خلق الموت و الحيوه ليبلوكم ايكم احسن عملا و هوالعزيز الغفور (سوره ملك ـ 2)

او كسي است كه زندگي و مرگ را آفريد تا شما را بيازمايد كه كدامين تان نيكو كرده ايد و او مقتدر و آمرزنده گناه بندگان است.

با درود و سلام بر سالار شهيدان امام حسين(ع) و با درود و سلام به رهبر ( ولي فقيه ).  هدايت كننده انسانها به اسلام و نجات دهنده بشر از ظلم و ستم و ادامه دهنده خون شهيدان از صدر اسلام تاكنون. حضرت امام خميني و با درود و سلام بر شهيدان به خون غلتان جمهوري اسلامي.

آنكس كه تو را شناخت جان را چه كند                                                       فرزند و عيال و خانمان را چه كند

ديوانه كني هر دو جهانش بخشي                                                             ديوانه تو هر دو جهان را چه كند

اينجانب عباس يوسفي نژاد با ايمان به خداي يكتا (لا اله الا الله و محمد رسول الله) و با اعتقاد به كتاب خدا قرآن مجيد به جبهه نبرد با كافران از خدا بي خبر آمده ام.

 آمده ام تا شناخت خود را نسبت به يگانگي خدا و اسلام عزيز بيشتر نمايم.

 آمده ام تا در ميان بمب و خمپاره دژخيمان خدا را به چشم ببينم.

 آمده ام تا جانبازي و فداكاري مجاهدين در من تحولي ايجاد نمايد.

 تا در راه خدا گامهاي بهتر و استوارتري بنهم.

آمده ام تا جهاد كنم ، جهاد اصغر و با دشمنان خدا تا در كشاكش جهاد اصغر ، جهاد اكبر نصيبم گردد. تا به لطف خدا گناهان من آمرزيده شود،

آمده ام درخت خونبار اسلاميمان را با خونم آبياري نمايم. من با ايمان به ولايت فقيه است كه آمدم. من حرفهاي زيادي زده ام.  بحثهاي فراواني كرده ام و هم اكنون در عمل ثابت كرده ام كه معتقد به تمام حرفهايي هستم كه در ارتباط با انقلاب اسلاميمان و خط امام و آنچه كه جهان صحنه نبرد حق و باطل است و حق از يك سو و باطل از سوي ديگر سعي در نابودي همديگر دارند و حق براي خدا در ارتباط با ارزشهاي الهي و براي نجات ستم ديدگان نبرد مي كند و باطل براي شيطان براي نابود كردن ارزشهاي الهي و براي در بند نگاهداشتن ستم ديدگان و مستضعفين نبرد مي كند.

هابيل در مقابل قابيل و ابراهيم (ع)در مقابل نمروديان و خدايگانهاي دروغين و بدنبالش موسي (ع) در مقابله با فرعون و به دنبال آن عيسي (ع) در مقابل با قيصرها و كعب الاحبارها و به دنبال عيسي(ع) حضرت محمد(ص) پيام آور عدل و آزادي و الهام بخش مكتب انديشه و شناخت و رهاننده از جهل و ناداني هستند. و در مقابلش ابوجهل ها و ابولهب ها اين عناصر ضد خدا مي ايستند و این مبارزه همچنان ادامه مي يابد تا حضرت علي(ع) در مقابل قاسطين و مارقين و ناكثين قرار مي گيرند و امام حسين (ع) در مقابل يزيد قرار مي گيرد. و هم اكنون این خط توسط  اماممان ، همان قلب تپنده تمامي مستضعفين جهان ، خميني بت شکن با پيروان صديق و مومن به اسلام در مقابل آمريكا و شوروي و تمام ابر قلدران كفر پيشه قرار مي گيرد و بر ماست كه از آن دو جناح يكي را برگزينيم يا باطل را پذيرا شويم و همچون تمامي مظاهر شوم و پليدي زندگاني دنيا را انتخاب كنيم و در منجلاب رذالت و پستي غوطه ور گرديم و یا حق را انتخاب نمائيم و مانند علي (ع) بسیاری از نا ملایمات را تحمل كنيم. و مسلمان گونه عاشق باشيم. ابوذر مانند شورش نماييم و همانند بلال فرياد زنيم و چون اويسي دندانهاي خود را جهت هدف الهي بشكنيم و بسان ميثم بالاي دار رويم و همچون شهدای صدر اسلام عمل کنیم. و بسان امام حسين(ع) سر را در راه خدا بدهيم و مانند امامان زندان و تبعيد و داغ از دست دادن فرزند و ياران را متحمل گرديم كه اگر مومن باشيم خداوند متعال با ما خواهد بود همانطور كه در كتاب آسماني قرآن فرموده است: و كان حقا علينا نصرالمومنين. اين حق مومنين بر ماست كه ياريشان نمائيم.

 وصيتي به امت اسلاميمان دارم.

شما را به خون شهيدان به سر بريده امام حسين(ع) به پهلوي شكسته فاطمه زهرا(س) به گلوي پاره شده حضرت علي اصغر(ع) و به شهداي تازه داماد جمهوري اسلامي ،  قسم مي دهم كه حتي يك لحظه از خط امام دوري ننمائيد به رهنمودهاي امام توجه فراوان نمائيد و در جهت خداوند گام نهيد بر نفستان غالب شويد. شما مسئول هستيد در مقابل خون شهيدان.  افتخار كنيد در زماني زندگي مي كنيد كه امام خميني رهبريت ما را بر عهده دارد. اگر كفران نعمت خدا را  نمائيد بدبختي بزرگي گريبان شما را خواهد گرفت. بي تفاوتي را كنار بگذاريد كه در اين شرايط بدتر از پستي و رذالت است. اين وصيت را از يك شهيد پذيرا شويد كه زندگي دنيا فاني است. در فكر زندگي آخرت باشيد. كمتر حرف بزنيد و اعتراض كنيد بيشتر عمل نمائيد. به قول اماممان نكنيد انقلاب براي شما چه كار كرده است بگوئيد شما براي انقلاب چه كرديد.آيا جگر گوشه تان را در راه انقلاب اسلامي با خلوص نيت به جبهه نبرد با يزيد زمان فرستاديد؟

آيا توطئه اي را خنثي كرده ايد؟ آيا به جنگ زدگان و مستضعفين جهان براي نابودي ستمگران كمكي نموده ايد؟ اگر اين چنين كرده ايد در حال اداي دين خود به انقلاب اسلامي مي باشيد.

 از شما مي خواهم هر موقع سر نماز امام را دعا كنيد خداوند به شما توفيق و اجر عظيم عنايت بفرمائيد.

وصيتي به پدر و مادر و خواهر و دو برادرم دارم.

براي شهادتم افتخار كنيد و همچون امام به درگاه خداوند متعال شكر نمائيد. ولي شما را به تمامي مقدسات عالم قسم مي دهم كه در شهادتم شيون نكنيد اما گريه كنيد كه به قول استاد شهيد مرتضي مطهري گريه كردن براي شهيد شركت كردن در حماسه اوست.

از شما مي خواهم به خاطر اذيتها و ناراحتي هايي كه براي شما به وجود آورده ام مرا ببخشيد و بدانيد كه هم اكنون شما يكي از هزاران خانواده شهدا گشته ايد سعي نمائيد هميشه به مسائل اسلامي بيشتر از گذشته بها بدهيد و دوستي را دوستان خدا و دشمني با دشمنان خدا را هرگز از ياد نبريد. با كساني كه دوست خدا و دوست امام و انقلاب اسلامي هستند دوست باشيد و با كساني كه دشمن خدا و امام و انقلاب اسلامي هستند حتي برادر و خواهرتان نيز باشد دشمن.  با آنان اگر دشمني كرديد قطع رابطه نمائيد. و هميشه به ياد خدا باشيد. خداوند گناهان همه پيروان اسلام و انقلاب را ببخشد و بيامرزد.

و يگانه خواهرم وصيت مي كنم كه زهرا وار  زندگي كند و زينب وار فرياد بكشد و در موقع لزوم شهادت را پذيرا شود. و پيامم را به امت اسلاميمان و تمامي خواهران برساند كه: حجاب را به عنوان شرافت و پاكدامني و نجابت و سنبل مبارزه با كافران و مشركان و منافقان پذيرا شوند. و با حجاب  خود مبارزه نمائيد. رهنمودهاي امام را در رابطه با خودسازي عمل كنند خداوند به شما توفيق خدمت به اسلام و مسلمين عطا فرمايد.

به دو برادرم وصيت مي نمايم كه:  هر چه استوار تر در جهت پيشبرد اهداف اصيل انقلاب و اسلام كوشا باشند.  شده ودراین رابطه ازهیچ گونه ایثار و وفاداری به آن خوداری ننمایید.

برادرم اکبر ؛ از وارد شدن در  حوزه رسالت بزرگي بر دوش تو مي باشد و به عنوان يك برادر و يك همراه از تو مي خواهم كه به جاي من هم به برادران مومن و تشكيلات خط امامي كمك نمائيد. بيشتر با اين برادران همكاري كن و مطالعات خود را بيشتر نما. به برادران و دوستان دانش آموز نيز وصيت مي نمائيم كه اگر چه خود موفق به عمل كردن آن نشدم و از شما مي خواهم كه در حد توانتان درس علمي را بياموزيد كه آينده انقلابمان نه تنها انقلاب اسلامي بلكه انقلابات اسلامي آينده جهان به نيروي مومن و متقي و متخصص نياز بسيار خواهد داشت. جمهوري اسلامي به عنون الگو و پيشتاز و به عنوان صادر كننده فرهنگ اصيل انقلاب اسلامي بايد نيروهاي متقي و متخصص را براي كمك به كشورهاي تازه انقلاب كرده بفرستد و از شما مي خواهم كه در انجمنهاي اسلامي به عنوان يك تشكيلات خط امامي نيز فعاليت نموده و از آن طريق سطح آگاهيهاي سياسي و ايدئولوژي خود را بالا ببريد موفق باشيد.

وصيتي نيز با مسئولين و كل كساني كه اعتقاد به ولايت فقيه دارند . و آن اين است که: از تفرقه و جدايي دوري جوئيد و طبق آيات فراوان قرآن و رهنمودهاي امام عمل نموده و به ريسمان خداوند چنگ زنيد.

من اگر ماه نشوم تنهايم

تو اگر ماه نشويد خويشتني

                                                                                                                                                                                               چه كسي خواهد من و تو ماه نشويم  ؛ خانه اش ويران باد

خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار

پيش به سوي پاسداري تداوم و گسترش انقلاب اسلامي

پيش به سوي اتحاد جماهير اسلامي در سراسر جهان

نابود باد ظالمان و كفر پيشگان ستمگر

زنده باد اسلام زنده باد قرآن

عباس يوسفي نژاد

1361/2/7

جبهه فرسيه ـ اهواز ـ پادگان دشت آزادگان

تفسیر وصیت نامه

 

بسم الله الرحمن الرحيم

الذي خلق الموت و الحيوه ليبلوكم ايكم احسن عملا و هوالعزيز الغفور (سوره ملك ـ 2)

او كسي است كه زندگي و مرگ را آفريد تا شما را بيازمايد كه كدامين تان نيكو كرده ايد و او مقتدر و آمرزنده گناه بندگان است.

هدف انتخاب این آیه

اینکه چرا این شهید این آیه را انتحاب نمودند؟

به نظر می رسد که هدف شهید از انتخاب این آیه کلمه  « أَحْسَنُ عَمَلًا» باشد. چنانکه جلو تر مطالبش بر محور انتخابی آگاه هانه دور می زند که در جای خودش بحث می شود.

اما أَحْسَنُ عَمَلًا چیست؟ آیت الله ناصر مکارم شیرازی می نویسد: به اين معنى كه انسانها را به ميدان عمل مى‏كشد تا ورزيده و آزموده و پاك و پاكيزه شوند. و لايق قرب خدا گردند . و منظور اين نيست که كداميك بيشتر عمل مى‏كنيد، بلكه منظور اين است كداميك صحيح تر عمل مى‏كنيد، و عمل صحيح آن است كه توأم با خداپرستى‏ و نيت پاك باشد، امام صادق (ع) نیز می فرماید: پس از آن نگهدارى عمل از آلودگى ، سخت‏تر است از خود عمل.  و عمل خالص صالح، عملى است كه نمى‏خواهى احدى جز خدا تو را به خاطر آن بستايد.

به اين ترتيب عالم ميدان آزمايش بزرگى است براى همه انسانها، وسيله آزمايش، مرگ و حيات، و هدف اين آزمون بزرگ رسيدن به حسن عمل، كه مفهومش" تكامل معرفت، و اخلاص نيت، و انجام هر كار خير" است.

و اگر مى‏بينيم بعضى از مفسران" أَحْسَنُ عَمَلًا" را در اينجا به معنى ياد مرگ كردن، يا آماده براى مرگ شدن، و امثال آن تفسير كرده‏اند در حقيقت اشاره به مصداقهايى از اين معنى كلى است. " «1».        

برابر این مقدمه در اینجا روشن می شود که شهید با درک « معرفت» این آیه ، یاد مرگ بودن  و آماده براى مرگ شدن  و دوباره زنده شدن را وسیله آزمایش الهی تصور می کند و تلاش دارد برای قرب به خدا عمل خالص و صالح داشته باشد.

 

 سلام و درود

با درود و سلام بر سالار شهيدان امام حسين(ع) و با درود و سلام به رهبر ( ولي فقيه ).  هدايت كننده انسانها به اسلام و نجات دهنده بشر از ظلم و ستم و ادامه دهنده خون شهيدان از صدر اسلام تاكنون. حضرت امام خميني.

 

قالباً بسیاری از شهیدان دفاع مقدس پس از انشای آیه ای از قران مجید ، در مرتبه بعدی نسبت به ساحت ائمه اطهار (ع) ابراز ارادت می نمودند. در اینجا  هم این شهید به سرور و سالار شهیدان حضرت امام حسین (ع) درود خالصانه می فرستد. و در مرتبه بعد به رهبر والا مقام خود نیز درود و سلام نثار می کند.

نکته ای که شهید آن را برجسته می کند، این است که ، پس از کلمه (رهبر) کلمه مرکب ( ولی فقیه) را می آورد و آن را در داخل پرانتز قرار می دهد تا تاکیدی باشد بر جایگاه رفیع (رهبری انقلاب).او می خواهد بگوید: بواسطه همین جایگاه (ولایت فقیه)است که هدایت رهبری انقلاب اسلامی مشروعیت پیدا می کند. و در لوای آن است که رهبرش می تواند هدایت کننده همه انسانها به دین مبین اسلام باشد.

از نظر شهید؛ امام خمینی هدايتگر انسانها به اسلام و نجات دهنده بشر از ظلم و ستم می باشد. به اعتقاد او در این زمان شخصیت لایق این جایگاه (ولایت فقیه) حضرت امام خمینی است.

 

و با درود و سلام بر شهيدان به خون غلتان جمهوري اسلامي.

شهید در مرتبه بعدی به همه شهدای جمهوري اسلامي که به خون خود غلتیدندن ، درود می فرستد و ابراز ارادت می کند.

نکته

 نکته در خور توجه اینکه منظور از ( شهیدان) در نظر او همان کسانی هستند که برای رسیدن به جامعه ایده ال اسلامی (اسلام ناب محمدی ) و استمرار حرکت انبیاء (ولایت فقیه)از جان خود مایه گذاشتند ، می باشند. و لزوماً این شهیدان فقط مختص به کشور جمهوری اسلامی ایران و عصر حاضر نمی باشد ، بلکه همه شهیدان از صدر اسلام تاکنون را در بر می گیرد. او می اندیشد که این شهیدان رهپویان همان شهیدان نخستین هستند ، که باید به آنها بهترین درودها را نثار کرد.

شعر

 

آنكس كه تو را شناخت جان را چه كند                           فرزند و عيال و خانمان را چه کند                                 ديوانه كني هر دو جهانش بخشي                                ديوانه تو هر دو جهان را چه كند

این شعر  از سروده های  خواجه عبدالله انصاري است.«2» که این شهید سعید در اینجا از آن استفاده معنوی می کند.

معرفی

اينجانب عباس يوسفي نژاد با ايمان به خداي يكتا (لا اله الا الله و محمد رسول الله) و با اعتقاد به كتاب خدا قرآن مجيد به جبهه نبرد با كافران از خدا بي خبر آمده ام.

در این قسمت شهید خودش را معرفی می کنند. و سپس با آوردن شهادتین (لا اله الا الله و محمد رسول الله) اقرار به ایمان به خدای یگانه و رسالت حضرت ختمی مرتبت محمد بن عبدالله (صل الله علیه و اله) می کند و اعتقاد به کتاب خدا (قران مجید) را  از دلائل حضورش در جبهه های نبرد با کافران از خدا بی خبر اعلام می کند. و ادامه می دهد.

 آمده ام تا شناخت خود را نسبت به يگانگي خدا و اسلام عزيز بيشتر نمايم.

جبهه محل شناخت خدا و اسلام عزیز بود. که در اینجا منظور از «خدا» می تواند کنایه از دست خدا و امدادهای غیبی و الهی و منظور از «اسلام» همانا اسلام ناب محمدی که پیراسته از هر گونه آلودگی و انحراف و منظور از «عزیز» کنایه از دینی  دوست داشتنی است.

 آمده ام تا در ميان بمب و خمپاره دژخيمان ، خدا را به چشم ببينم.

در مناسبات و حوداث طبیعی و غیر طبیعی  بسیار اتفاق می افتد که تمام تلاشها ، هم اندیشی های انسانها و حتی  تکنولوژیهای ساخت بشر  بی اثر و عقیم می شوند. و هیچ چیز نمی ماند ، تا همه اقرار به دست توانای خدا کنند که « یدالله فوق ایدهیم ».

 آمده ام تا جانبازي و فداكاري مجاهدين در من تحولي ايجاد نمايد.

در زمان جنگ بودند افرادی که فرد یا افرادی از اعضای خانواده شان شهید شده بودند و یا خویش پیشتر در جنگ زخم برداشته بودند ، با این حال باز هم در جبهه حضور می یافتند. این قبیل از ایثارگری ها و فداکاری ها در احوال خیلی ها تحول ایجاد می نمود. به عبارت دیگر جبهه جایی بود که همواره حال انسان را به « حول حالنا الی احسن الحال» تغییر می داد. و شهید به دنبال اینگونه تحول بود.

 تا در راه خدا گامهاي بهتر و استوارتري بنهم.

در این صورت شهید خود را آماده می بیند تا در راه خدا مخلصانه تر وارد شود.

آمده ام تا جهاد كنم ، جهاد اصغر و با دشمنان خدا تا در كشاكش جهاد اصغر ، جهاد اكبر نصيبم گردد. تا به لطف خدا گناهان من آمرزيده شود.

روایت

سکونی از حضرت ابی عبدالله الصادق، علیه السلام، حدیث کند که فرمود: همانا پیغمبر ، صلی الله علیه و اله ، فرستاد لشکری را، پس چون که برگشتند، فرمود: آفرین باد به گروهی که به جای آوردند « جهاد کوچک » را ، و به جای ماند بر آنها «جهاد بزرگ».

گفته شد؛ ای پیغمبر خدا چیست «جهاد بزرگ» ؟

فرمود: آن «جهاد نفس» است. «3»

 

نظر به این حدیث شریف ، این شهید می اندیشد که برای بدست آوردن لطف «رضایت» خدا باید مراحلی را طی کند. وهمانند سالک الی الله مقید به سیر سلوکش می شود.  او سیر این مراحل را بدینگونه فرض می کند که باید ابتداً با «جهاد اصغر» به جنگ با دشمنان خدابپردازد. سپس زمانی که سر بلند از این مرحله که یک نبرد فیزیکی است، می تواند وارد مرتبه بعدی «جهاد اکبر» شود و به مبارزه با نفس بپردازد. و در این مرحله است که موفق می شود تا لطف خدا را بدست بیاورد. و آن موقعی است که در این مرتبه انسان از آلودگی به گناهان پاک می شود. و شاید همه تلاش شهید این بود که برسد به جایی که جز این نشنود: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‏ يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ (+) ارْجِعِي إِلى‏ رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً (+) فَادْخُلِي فِي عِبادِي (+) وَ ادْخُلِي جَنَّتِي (+)«4»

 

آمده ام درخت خونبار اسلاميمان را با خونم آبياري نمايم.

در سلوگ الی اللهی این شهید خود را آماده می کند تا با افتخار خونش را پای درخت همان اسلام (اسلام ناب محمدی ) که عزیز است نثار کند.

 من با ايمان به ولايت فقيه است كه آمدم.

از دیگر دلایل حضور شهید در جبهه ایمان به ولایت فقیه به عنوان استمرار طریق انبیاء و اولیاء علیهما السلام است که بیان می کند. و البته این قول امام اوست که می فرماید: : ولايت فقيه براي شما يك هديه الهي است .   از منظر شهید چه تحفه ای بهتر از جان برای این هدیه الهی وجود دارد تا انسان بتواند برایش بپردازد.

من حرفهاي زيادي زده ام.  بحثهاي فراواني كرده ام و هم اكنون در عمل ثابت كرده ام كه معتقد به تمام حرفهايي هستم كه در ارتباط با انقلاب اسلاميمان و خط امام زده ام.

او با بیان این مطلب به همه اعلام می کند که مرد عمل است و اینطوری نیست که فقط حرف زده باشد و شعار داده باشد. بلکه نسبت به تمامی حرفها و بعثهای فراوانی که در باره انقلاب اسلامی  و امام خمینی (ر) ، نموده است ، اعتقاد کامل دارد.

احتمال

در اوایل انقلاب انواع و اشکال گوناگونی از گروه های سیاسی با عناوین مختلف در سطح کشور وجود داشته اند  که در پی یارگیری از میان مردم و خصوصاً جوانان بودند. و بیشترین مانور آنها در مدارس و دانشگاهها بود.به همین دلیل این احتمال وجود دارد که عباس با هواداران آن گروهکها مناظرها و بعث های مفصلی  داشته است. بنابر این اعلام می کند: من هر آنچه که می گفتم پایش استاده ام و من برای اثبات حقانیت گفته هایم حاضرم از جان خود هم بگذرم و حرفم را با عملم ثابت کنم.

جهان صحنه نبرد حق و باطل است و حق از يك سو و باطل از سوي ديگر سعي در نابودي همديگر دارند و حق براي خدا در ارتباط با ارزشهاي الهي و براي نجات ستم ديدگان نبرد مي كند و باطل براي شيطان و براي نابود كردن ارزشهاي الهي و براي در بند نگاهداشتن ستم ديدگان و مستضعفين نبرد مي كند.

در این بخش از وصیت نامه شهید به تشریح این جهان مادی در طول تاریخ بشری می پردازد که صحنه نبرد حق و باطل است.در این میان جایگاه هر گروه ( حق و باطل )و اهدافشان را مشخص می کند.

 

 

هابيل در مقابل قابيل و ابراهيم (ع)در مقابل نمروديان و خدايگانهاي دروغين و بدنبالش موسي (ع) در مقابله با فرعون و به دنبال آن عيسي (ع) در مقابل با قيصرها و كعب الاحبارها و به دنبال عيسي(ع) حضرت محمد(ص) پيام آور عدل و آزادي و الهام بخش مكتب انديشه و شناخت و رهاننده از جهل و ناداني هستند. و در مقابلش ابوجهل ها و ابولهب ها اين عناصر ضد خدا مي ايستند و این مبارزه همچنان ادامه مي يابد تا حضرت علي(ع) در مقابل قاسطين و مارقين و ناكثين قرار مي گيرند و امام حسين (ع) در مقابل يزيد قرار مي گيرد. و هم اكنون این خط توسط  اماممان ، همان قلب تپنده تمامي مستضعفين جهان ، خميني بت شکن با پيروان صديق و مومن به اسلام در مقابل آمريكا و شوروي و تمام ابر قلدران كفر پيشه قرار مي گيرد و بر ماست كه از آن دو جناح يكي را برگزينيم يا باطل را پذيرا شويم و همچون تمامي مظاهر شوم و پليدي زندگاني دنيا را انتخاب كنيم و در منجلاب رذالت و پستي غوطه ور گرديم و یا حق را انتخاب نمائيم و مانند علي (ع) بسیاری از نا ملایمات را تحمل كنيم. و مسلمان گونه عاشق باشيم. ابوذر مانند شورش نماييم و همانند بلال فرياد زنيم و چون اويسي دندانهاي خود را جهت هدف الهي بشكنيم و بسان ميثم بالاي دار رويم و همچون شهدای صدر اسلام عمل کنیم. و بسان امام حسين(ع) سر را در راه خدا بدهيم و مانند امامان زندان و تبعيد و داغ از دست دادن فرزند و ياران را متحمل گرديم كه اگر مومن باشيم خداوند متعال با ما خواهد بود همانطور كه در كتاب آسماني قرآن فرموده است: و كان حقا علينا نصرالمومنين. اين حق مومنين بر ماست كه ياريشان نمائيم.

او در ادامه به روند مبارزه جنود عقل و جهل می پردازد که از هابیل و قابیل شروع شده و همچنان ادامه دارد و این سیر مبارزه در حوزه حق اکنون  توسط امام خمینی بعنوان رهبر مومنین هدایت می شود و در  سوی دیگر نیز حاکمان کشورهای امریکا و شوروی سابق «5»هستند که از جمله مظاهر شوم وپلیدی هستند و سردمداران کفر در این عرصه می باشند.

نکته

 حضرت اما خمینی (ر) در سال آخر زندگی خود طی پیامی خطاب به طلاب و روحانیون ایران به سخن شهید مهر تائید می زنند. آنجا که می فرماید: جنگ ما جنگ حق و باطل بود و تمام شدنى نيست، جنگ ما جنگ فقر و غنا بود، جنگ ما جنگ ايمان و رذالت بود و اين جنگ از آدم تا ختم زندگى وجود دارد«6».

 و كان حقا علينا نصرالمومنين. اين حق مومنين بر ماست كه ياريشان نمائيم.

اینکه چرا شهید دراینجا این قسمت از این آیه 47 سوره روم راآورده است؟ مطلبی است که ما بر آن هستیم تا آن را روشن کنیم.بر این اساس  درابتدا اصل آیه و معنی اش را می آوریم و بعد با نگاهی به تفاسیر مفسیرین قران به منظور شهید پی می بریم.

آیه

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ رُسُلاً إِلى‏ قَوْمِهِمْ فَجاؤُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَانْتَقَمْنا مِنَ الَّذِينَ أَجْرَمُوا وَ كانَ حَقًّا عَلَيْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنِين‏(سوره رم آیه 47)

معنی

 قبل از تو پيامبرانى به سوى قومشان فرستاديم، آنها با دلائل روشن به سراغ قوم خود رفتند (ولى هنگامى كه اندرزها سودى نداد) از مجرمان انتقام گرفتيم (و مؤمنان را يارى كرديم) و همواره يارى مؤمنان حقى است بر ما.

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان درذیل   این آیه می فرماید: اين آيه شريفه نظير جمله معترضه است، و گويا بدين منظور آمده كه بيان كند براى مؤمنين حقى بر پروردگارشان هست، و آن اين است كه: در دنيا و آخرت ياريشان كند، كه يكى از مصاديق يارى او از ايشان اين است كه از مجرمين انتقام بگيرد. اين حقى است كه از ناحيه خود خداى تعالى براى مؤمنين جعل شده، پس ديگر جا ندارد كسى بر آن اشكال كند. و در ادامه با اشاره به َانْتَقَمْنا مِنَ الَّذِينَ أَجْرَمُوا می گوید: معنايش اين است كه: پس بعضى از ايشان ايمان آورده، و بعضى ديگر جرم كردند، در نتيجه ما از مجرمين انتقام گرفتيم، و اين همواره حقى است به عهده ما كه مؤمنين را يارى كنيم، يعنى از عذاب نجات داده و مخالفينشان را هلاك كنيم، و در اين آيه تا حدى اشعار به اين معنا است كه انتقام از مجرمين به خاطر مؤمنين است، چون يكى از مصاديق نصرت آنان است«7».

همچنین آیت الله ناصر مکارم شیرازی نیز می گوید: تعبير به" كان" كه نشانه ريشه‏دار بودن اين سنت است و تعبير به" حق" و بعد از آن تعبير به" علينا" كه آن نيز بيانگر حق است تاكيدهاى پى در پى در اين زمينه محسوب مى‏شود، و مقدم داشتن حقا علينا بر" نصر المؤمنين" كه دليل بر حصر است تاكيد ديگرى مى‏باشد، و مجموعا چنين معنى مى‏دهد كه به طور مسلم ما يارى كردن مؤمنان را بر عهده گرفته‏ايم، و بدون نياز به يارى ديگرى ما. اين وعده خود را عملى خواهيم ساخت. اين جمله ضمنا مايه تسلى و دلدارى براى مسلمانانى است كه در آن روز در مكه تحت فشار شديد دشمنانى قرار داشتند كه از نظر عده و عده افزون بودند«8».

شهید یوسفی نژاد با استناد به این آیه شریفه به اثبات گفته های خود می پردازد و با اعتقاد می گوید ؛ هر کس که در این نبرد ، در جبهه حق قرار بگیرد و مومن باشد، مطمئناً از یاری خداوند بهره مند می شود.  

 

وصيتي به امت اسلاميمان دارم.

شما را به خون شهيدان به سر بريده امام حسين(ع) به پهلوي شكسته فاطمه زهرا(س) به گلوي پاره شده حضرت علي اصغر(ع) و به شهداي تازه داماد جمهوري اسلامي ،  قسم مي دهم كه حتي يك لحظه از خط امام دوري ننمائيد به رهنمودهاي امام توجه فراوان نمائيد و در جهت خداوند گام نهيد بر نفستان غالب شويد. شما مسئول هستيد در مقابل خون شهيدان.

ادعای اینکه عشق و ارادت به امام حسین (ع) و ائمه اطهات از خصایص  مردم مسلمان ایران می باشد ، پر بی راه نیست. به نحوی که در هر مناسبت خصوصاً در ماههای محرم و صفر و در ایام شهادت سایر امامان با برگزاری مراسمات عزاداری به تظاهر این مناسک می پردازند.

شهید در این بخش از وصیت نامه خود ، امت اسلامی را مورد خطاب قرار می دهد. و آنها را به همه این  مقدسات  قسم می دهد تا حتی لحظه ای از خط امام دور نشوند که همانا خط امام همان خط محمد(ص) و علی (ع) و آل اوست. او می گوید: با توجه کامل از امام پیروی کنید.

 از نظر شهید ؛  این راه ، راهی الهی است که باید در آن گام نهاده شود و تاکید می کند که دراین راه از خواهشهای نفسانی باید دوری کرد. چرا که خواهشهای نفسانی در جلوه های رنگارنگ رخ می نماید و باعث می شود تا انسان را از راه حقیقی خود که راه بندگی خدا است ، دور می کند. او  اعتقاد دارد که اگر جلوی سر کشی های خواسته های نفس گرفته شود ، خیلی مطلوبتر  می توان رضایت الهی را به دست آورد. او همچنین فکر می کند چون شهداء از بزرگترین سرمایه زندگی خود که همانا جان عزیزشان بود ، گذشت کردند. بقیه هم باید نسبت به دستاوردهای خون آن همه شهید احساس مسئولیت کنند و نباید با بی تفاوتی و یا بی مسئولیتی در همه امور زندگی و جامعه به خون همان شهدای عزت آفرین خیانت کنند.

افتخار كنيد در زماني زندگي مي كنيد كه امام خميني رهبريت ما را بر عهده دارد. اگر كفران نعمت خدا را  نمائيد بدبختي بزرگي گريبان شما را خواهد گرفت. بي تفاوتي را كنار بگذاريد كه در اين شرايط بدتر از پستي و رذالت است. اين وصيت را از يك شهيد پذيرا شويد كه زندگي دنيا فاني است. در فكر زندگي آخرت باشيد.

در ادامه شهید خطاب به ملت ایران  می گوید: اين وصيت را از يك شهيد پذيرا شويد كه زندگي دنيا فاني است. در فكر زندگي آخرت باشيد. و دنیا ارزش آن را ندارد که انسان با بی تفاوتی از کنار مسائل جامعه اش  بگذرد. او به عنوان نمونه ؛  عنوان می کند که: زمان کنونی مردم ایران را با سایر زمانهای فرق می کند و وجود رهبری امام خمینی (ر)را یک نعمت الهی می داند که اگر نسبت با آن کوتاهی « بی تفاوتی» شود ، در واقع کفران نعم الهی شده است و چه بسا باید منتظر پس دادن تقاص « بد بختی بزرگ» بود. و شاعر چنین سروده است:

شکر نعمت ، نعمتت افزون کند     کفر نعمت از کفت بیرون کند.

 

 

كمتر حرف بزنيد و اعتراض كنيد بيشتر عمل نمائيد. به قول اماممان نگوئيد انقلاب براي شما چه كار كرده است ، بگوئيد شما براي انقلاب چه كرديد.آيا جگر گوشه تان را در راه انقلاب اسلامي با خلوص نيت به جبهه نبرد با يزيد زمان فرستاديد؟آيا توطئه اي را خنثي كرده ايد؟ آيا به جنگ زدگان و مستضعفين جهان براي نابودي ستمگران كمكي نموده ايد؟ اگر اين چنين كرده ايد در حال اداي دين خود به انقلاب اسلامي مي باشيد.

از فردای انقلاب اسلامی در مقابل حضور یکپارچه مردم پشت سر قاعد خود حضرت امام خمینی(ر) همواره بودند و هنوز هم هستند کسانی که کاری جز نق زدن نداشته و ندارند ، و از هر کاهی ، کوهی می سازند. مرفهین بی دردی که هر گز لباس عافیت را از تن بیرون نمی آورند و تا کنون هرچه بوده از دست رنج دیگران خوردند و شکم باره شدند. آنها هیچوقت در مشکیلات و گرفتاری های بقیه مردم شریک نبوده و نیستند. ما اگر مسئله جنگ را جدا کنیم  و در قاعده استثنا قرار دهیم ، که نا خواسته به کشورمان ، ایران تحمیل شد ، آنها کسانی نیستند که در حوادث طبیعی هم ، همچون سیل و زلزله و طوفان ... به یاری دیگران بیایند. به عبارت روشن و ساده تر ؛ واقعاً به  هیچ شکلی نمی شود روی آنها حساب کرد.

در اینجا شهید با یک توصیه اخلاقی ، به اینگونه از افراد که نسبت به انقلاب همواره طلبکار هستند و همیشه نق می زنند ، می گوید: انصاف داشته باشید ، ای کسانی که  برای انقلاب و کشور هیچ کاری نکردید و حتی از دور دستی برآتش نداشته و ندارید، شمایی که در مقابل کسانی که برای انقلاب همه چیز را داده اند و می دهند و مخلصانه در راه خدا جگر گوشه ها و فرزندانشان را به نبرد فرستاده اند و می فرستند. و در همه صحنه ها حضور پر شور داشته و دارند و با این حضور خود توطئه های دشمن را نیز حنثی کرده و می کنند و در همین راه از کمک  به مستضعفین و جنگ زدگان نیز دریغ نکرده و نمی کنند ، کوچکترین قدمی بر نداشتید . پس بهتر است سکوت کنند و حرفی نزنید. به قول امام خمینی اینقدر نگوئید:  انقلاب برای ما چه کرد. شما برای انقلاب چه کاری کرده اید؟

شهید از این تیپ از افراد می خواهد برای یکبار هم شده از خودشان  بپرسید که برای انقلاب چه کار کرده اند؟ و بر فرض در جواب مثبت آنها ، یادآور می شود ، که اگر شما در مقابل آن همه ایثار دیگران کاری کرده باشید ، چندان مهم و با اهمیت نیست که در خور توجه باشد وبتوان محنتی بر آن گذاشت . و اگر برفرض که  شما ادعایی داشته باشید و یک کاری «نظیر کمک به جبهه» کرده باشید ، این تازه در حال ادای دین خود هستید و محنتی نباید برسر کسی بگذارید.

از شما مي خواهم هر موقع سر نماز امام را دعا كنيد.

اهمیت دعا کردن

«نیایش» به درگاه آفریدگار، عبادتی است از روح نیازمند انسان که از آستان بلند خدا سر چشمه می گیرد و پاسخی است به نیاز فطری انسان.«9» پیامبران، امامان و اولیای خدا همواره دستی گشاده به دعا و چشمی امیدوار به رحمت حق داشته اند. «10» و فرهنگی عظیم و غنی ایی از معارف والا آنها به چشم می خورد. خداوند نیز در آیات قرآنی، به نیایش و دعا توصیه فرموده است و وعده حتمی الهی هم پاسخ دادن به خواسته ها و دعا های بندگان می باشد. «11»

 در باره دعا و استجابت آن هم، خصوصاً در حین نماز( در قنوت و سجده ) و هم در پایان هر نماز، از قول پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) احادث فراوان بیان شده  است. چنانکه  امام صادق (ع ) فرمودند: ان الله - عز و جل - فرض علیکم الصلوات فی احب الاوقات الیه ، فاسئلواالله حوائجکم عقیب فرائضکم .(به درستی  که خداوند نمازهای واجب را در محبوبترین اوقات واجب کرد، پس حاجات خودرا بعد از نمازهایتان بخواهید). «12»

از رویکرد اخلاقی دیگر شهید که خطاب به قاطبه مردم مسلمان می باشد این است که همواره و مخصوصاً در وقت نماز امام و رهبر خود (امام خمینی (ر) ) دعا کنند.

او قصد دارد بگوید: پر مسلم است که در وقت نماز حاجات ، خواسته ها و دعا های بندگان  بهتر و بیشتر پذیرفته می شود.  و شما مردم عزیز امام  را در وقت نماز فراموش نکنید و همواره برای سلامتی امام دعا کنند.

خداوند به شما توفيق و اجر عظيم عنايت بفرمائيد.

شهید این دعا را هم در حق ملت قدر دان خود می کند که : خداوند به شما توفيق و اجر عظيم عنايت بفرمائيد.

 

وصيتي به پدر و مادر و خواهر و دو برادرم دارم.

براي شهادتم افتخار كنيد و همچون امام به درگاه خداوند متعال شكر نمائيد. ولي شما را به تمامي مقدسات عالم قسم مي دهم كه در شهادتم شيون نكنيد اما گريه كنيد كه به قول استاد شهيد مرتضي مطهري گريه كردن براي شهيد شركت كردن در حماسه اوست.

شهید پس بیان مطالبی  که جنبه همگانی و عمومی دارد ، افراد خانواده و مشخصاً فامیل درجه اول یعنی پدر و مادر و خواهر و دو برادرش را مورد خطاب قرار می دهد و آنها را نسبت به پیش آمد شهادتش دلداری و تسلی خاطر می دهد.

 او از آنها می خواهد که در این باره ( شهادتش ) با کمال معرفت رفتار کنند و  نیز توصیه می کند که فغان زاری سر ندهند و ولی گریه ای که در آن معنی حماسه و مبارزه داشته باشد بالامانع است. چنانکه  که  از قول معلم شهید مرتضی مطهری گريه كردن براي شهيد شركت كردن در حماسه اوست و گریه بر شهادت امام حسین(ع) نیز بسیار تاکید شده است.

او می گوید: افتخار کنید که فرزندتان در این را به شهادت رسیده است. و از آنها می خواهد که از امام خمینی(ر) پیروی کنید که در شهادت فرزندش شهید آیت الله سید مصطفی خمینی(ر) فرمود: شهادت مصطفی از عنایات خفیه الهی می باشد.  

از شما مي خواهم به خاطر اذيتها و ناراحتي هايي كه براي شما به وجود آورده ام مرا ببخشيد.

در ادامه او از خانواده اش حلالیت می طلبد.

نکته

در این باره (حلالیت طلبی از خانواده) بحث مبسوطی در واکاوی وصیت نامه شهید محمد تقی امینیان  شده است  ،  که خوانندگان گرامی می توانند به آنجا مراجعه کنند.

 و بدانيد كه هم اكنون شما يكي از هزاران خانواده شهدا گشته ايد سعي نمائيد هميشه به مسائل اسلامي بيشتر از گذشته بها بدهيد و دوستي را دوستان خدا و دشمني با دشمنان خدا را هرگز از ياد نبريد.

شهید به خانواده خود یاد آوری می کند که شما اکنون يكي از هزاران خانواده های  شهدا گشته ايد و باید نسبت به مسایل دینی بیشتر دقت کنید. او می خواهد بگوید که ؛  دیگر هر عملی از شما ( خانواده های شهداء) پسندیده نیست و باید رفتارتان ، کردارتان ،حرف هایتان و اندیشه و عقیده شما باید با دیگران فرق داشته باشد. شما باید همه چیزتان رنگ دینی و اسلامی به خود بگیرد . در یک کلام ؛ شما باید رنگ خدایی بگیرید.  شما باید حزب اللهی شوید.

با كساني كه دوست خدا و دوست امام و انقلاب اسلامي هستند دوست باشيد و با كساني كه دشمن خدا و امام و انقلاب اسلامي هستند حتي برادر و خواهرتان نيز باشد دشمن.  با آنان اگر دشمني كرديد قطع رابطه نمائيد. و هميشه به ياد خدا باشيد. خداوند گناهان همه پيروان اسلام و انقلاب را ببخشد و بيامرزد.

او در ادامه تسریع  می کند که در این طریق (ادامه راه شهداء )باید همه دوستی و دشمنی شما برای رضای خدا باشد. باید قید خیلی چیزها را بزنید.  

این موضع گیری شهید اشاره ای است به آیه 22 سوره مبارکه مجادله است.

آیه

 لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ يُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

معنی

 هيچ قومى نخواهى يافت كه ايمان به خدا و روز جزاء داشته باشد و در عين حال با كسانى كه با خدا و رسولش دشمنى مى‏كنند دوستى كند هر چند دشمن خدا و رسول پدران و يا فرزندان و يا برادرانشان و يا قوم و قبيله‏شان باشد، براى اينكه خداوند در دلهايشان ايمان را نوشته و به روحى از خودش تاييدشان كرده و در جناتى كه نهرها در زير درختانش جارى است داخلشان مى‏كند تا جاودانه در آن باشند خدا از ايشان راضى شد و ايشان از خدا راضى شدند اينان حزب خدايند، آگاه! كه تنها حزب خدا رستگارند. «13»

از این رو است که  شهید  برای فرد حزب اللهی دایره ( دوستی و دشمنی برای خدا ) را آنقدر تنگ می کند که حتی برادران وخواهرانش را در برمی گیرد. او در ادامه می گوید اگر همواره بیاد خدا باشید ، به این درجه خواهید رسید. او بخاطر اینکه ممکن است پیروان اسلام وانقلاب  در این راه در دام های شیطان بیافتد ، و مرتکب گناه شوند ، از خدا برای آنها طلب غفران می کند.

 و يگانه خواهرم وصيت مي كنم كه زهرا وار  زندگي كند و زينب وار فرياد بكشد و در موقع لزوم شهادت را پذيرا شود.

با مطالعه و تحقیق تاریخ اسلام و حوادث پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) و همچنین دوران پس از شهادت امامان حضرت علی (ع) ، امام حسن (ع) و امام حسین(ع) هم حضرت فاطمه (س) و هم حضرت زینب (س) با احاطه کامل بر جریان هاى سیاسى، فرهنگى و تبلیغى منحرف که منجر به سلطه و استبداد امویان گردید، عمدتاً مشغول آگاهى بخشى مردم و رسوا کردن آنها  بودند. و رویارویى اسلام اصیل و اسلام دروغین را مواجهه اسلام و کفر مى دانستند و در این منظر، تلاش می کردند تا حقایق واقعی اسلام آشکار و روشن شود. که نمونه اول را می توان خطبه حضرت فاطمه (س) نام برد که در مسجد النبی و جلوی ابوبکر به عنوان خلیفه اول بیان فرمودند  و نمونه دوم هم خطابای حضرت زینب (س) است که پس از شهادت امام حسین(ع) در میان مردم شهر کوفه ، دارالحکومه ابن زیاد و در مجلس یزد در شام بیان داشتند.

  شایسته است همه ما ، اهم از زنان و اهم مردان جامعه اسلامی در هر دوره تاریخی به عنوان پیروان آن قدیسان حداقل یکبار متون این خطابا را بخوانیم. تا به مقصود پیام این شهید هم پی ببریم. و آنگاه در حد توان و تکلیف عامل به تکرار اعمال نیکوی آنها باشیم.

 و پيامم را به امت اسلاميمان و تمامي خواهران برساند كه: حجاب را به عنوان شرافت و پاكدامني و نجابت و سنبل مبارزه با كافران و مشركان و منافقان پذيرا شوند و با حجاب  خود مبارزه نمائيد.

در جهان معاصر که جزیره لختی هاست ، پوشیده و عفیف بودن امری عجیب و خلاف عادت بوده و فلسفه و دلیل می خواهد اما عریانی ، خودآرایی و خودنمایی امری عادی و بی نیاز از دلیل است. «14» از این رو در جامعه ای که زن را نه با معیارهای انسانی ، بلکه با معیارهای زنانگی می سنجند ، زن در حکم یک کالاست و با او به مانند یک کالا رفتار می شود. «15» اما در جامعه اسلامی ، علاوه بر دستورات دین مبین اسلام در امر لزوم حفظ حجاب ، حرمت مردان و زنان جامعه اسلامی نسبت به هم ، در همه شرایط و شرایط کنونی ، فوائدی را می توان برای حجاب بر شمرد که حجاب در مقابل نفوذ فرهنگ های بیگانه و پیشروی استعمارگران دارد. «16» بر اساس این فلسفه است که منظور کلام این شهید روشن می شود که:  حجاب را برای خواهران مسلمانش مترادف شرافت ، پاکدامنی ، نجابت و سنبل مبارزه با كافران ، مشركان و منافقان می داند.

 

رهنمودهاي امام را در رابطه با خودسازي عمل كنند خداوند به شما توفيق خدمت به اسلام و مسلمين عطا فرمايد.

او در این مورد هم از آنها می خواهد که برای خود سازی بیشتر به رهنمودهای امام عمل کنند. شهید در اینجا هم از درگاه الهی طلب می کند تا برای خواهرانی که به این وسیله به مبارزه می پردازند توفیق خدمت به اسلام و مسلمین را فراهم کند.

به دو برادرم وصيت مي نمايم كه:  هر چه استوار تر در جهت پيشبرد اهداف اصيل انقلاب و اسلام كوشا باشند.  شده ودراین رابطه ازهیچ گونه ایثار و وفاداری به آن خوداری ننمایید.

حضرت امام خمینی (ره) در تشریع اهداف اصیل انقلاب و اسلام در وصیت نامه الهی سیاسی خود می نویسد: اينك كه به توفيق و تأييد خداوند، جمهوري اسلامي با دست تواناي ملت متعهد پايه‌ريزي  شده، و آنچه در اين حكومت اسلامي مطرح است اسلام و احكام مترقي آن است، برملت عظيم الشأن ايران است كه درتحقق محتواي آن به جميع ابعاد و حفظ و حراست آن بكوشند كه حفظ اسلام در رأس تمام واجبات است، كه انبياي عظام از‌ آدم ـ عليه السلام‌ـ  تا خاتم النبيين ـ صلي الله عليه وآله وسلم‌ـ در راه آن كوشش و فداكاري جانفرسا نموده‌اند و هيچ مانعي آنان را از اين فريضة بزرگ باز نداشته؛ و همچنين پس از آنان اصحاب متعهد و ائمة اسلام ـ عليهم صلوات الله ـ با كوششهاي توانفرسا تا حد نثار خون خود در حفظ آن  كوشيده‌اند. و امروز بر ملت  ايران، خصوصاً، و بر جميع مسلمانان، عموماً،  واجب است اين امانت الهي را كه در ايران به طور رسمي اعلام شده و در مدتي كوتاه نتايج عظيمي به بار آورده، با تمام توان حفظ نموده و در راه ايجاد مقتضيات بقاي آن و رفع موانع و مشكلات آن كوشش نمايند. و اميد است كه پرتو نور آن بر تمام كشورهاي اسلامي تابيدن گرفته و تمام دولتها و ملتها با يكديگر تفاهم در اين امر حياتي  نمايند، و دست ابرقدرتهاي عالمخوار و جنايتكاران تاريخ را تا ابد از سر مظلومان و ستمديدگان جهان كوتاه نمايند. «17»

 خواست این شهید و هزاران شهید عزیز جز این نبوده و نیست که همه باید هر چه استوار تر در جهت پيشبرد اهداف اصيل انقلاب و اسلام كوشا باشیم. چنانکه خواست رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی نیز چنانکه مطرح شد  همین است که باید به هر قیمتی که شده به پاسداری از دین اسلام همت گماشت. و این در نظر شهید اینگونه بیان شده که: شده و دراین رابطه از هیچ گونه ایثار و وفاداری به آن خوداری ننمائیم. و این مطلب تنها مختص برادران محترم ایشان نمی باشد. بلکه می تواند خطاب به همه پیروان دین مبین اسلام باشد.

 

برادرم اکبر ؛ از وارد شدن در  حوزه رسالت بزرگي بر دوش تو مي باشد و به عنوان يك برادر و يك همراه از تو مي خواهم كه به جاي من هم به برادران مومن و تشكيلات خط امامي كمك نمائيد. بيشتر با اين برادران همكاري كن و مطالعات خود را بيشتر نما.

 

ظاهراً یکی از برادران این شهید جهت فراگیری علوم دینی وارد حوزه علمیه می شود. او  خطاب به برادرش  نسبت اهمیت رسالتش (رسالت روحانیت)تذکر می دهد و از او می خواهد که به این موضوع توجه کند که رسالتی بس عظیم بر دوشش قرار دارد. او به عنوان یک روحانی باید بیشتر به نیروهای مخلص حزب اللهی و پیروان خط امام کمک کند. او خاضعانه از برادرش استدعا می کند که با این طریق ادامه دهنده راهش باشد. شهید ادامه می دهد که یکی از راههای اصلی کمک به این آرمان افزایش علم ومطالعه است که برادرش باید به آن توجه کند.

رسالت حوزه های علمیه و روحانیت

ما در اینجا بخاطر اینکه توجه خوانندگان محترم و مخصوصاً جوانان را به اهمیت جایگاه حوزه های علمیه و روحانیت در جامعه اسلامی جلب کنیم به قسمتی از پیام حضرت امام خمینی خطاب به روحانیت محترم می پردازیم.

حوزه هاى علميه و علماى متعهد در طول تاريخ اسلام و تشيع مهمترين پايگاه محکم اسلام در برابر حملات و انحرافات و کجرويها بوده اند. علماى بزرگ اسلام در همه عمر خود تلاش نموده اند تا مسائل حلال و حرام الهى را بدون دخل و تصرف ترويج نمايند. اگر فقهاى عزيز نبودند، معلوم نبود امروز چه علومى به عنوان علوم قرآن و اسلام و اهل بيت - عليهم السلام - به خورد توده ها داده بودند. جمع آورى و نگهدارى علوم قرآن و اسلام و آثار و احاديث پيامبر بزرگوار و سنت و سيره معصومين - عليهم السلام - و ثبت و تبويب و تنقيح آنان در شرايطى که امکانات بسيار کم بوده است و سلاطين و ستمگران در محو آثار رسالت همه امکانات خود را به کار مى گرفتند، کار آسانى نبوده است که بحمداللّه امروز نتيجه آن زحمات را در آثار و کتب با برکتى همچون کتب اربعه  و کتابهاى ديگر متقدمين و متاخرين از فقه و فلسفه ، رياضيات و نجوم و اصول و کلام و حديث و رجال، تفسير و ادب و عرفان و لغت و تمامى رشته هاى متنوع علوم مشاهده مى کنيم. اگر ما نام اينهمه زحمت و مرارت را جهاد فىسبيل اللّه نگذاريم، چه بايد بگذاريم؟ در بعد خدمات علمى حوزه هاى علميه سخن بسيار است که ذکر آن در اين مختصر نمى گنجد. بحمداللّه حوزه ها از نظر منابع و شيوه هاى بحث و اجتهاد، غنى و داراى ابتکار است. تصور نمى کنم براى بررسى عميق همه جانبه علوم اسلامى طريقه اى مناسبتر از شيوه علماى سلف يافت شود. تاريخ بيش از هزار ساله تحقيق و تتبع علماى راستين اسلام گواه بر ادعاى ما در راه بارور ساختن نهال مقدس اسلام است. صدها سال است که روحانيت اسلام تکيه گاه محرومان بوده است، هميشه مستضعفان از کوثر زلال معرفت فقهاى بزرگوار سيراب شده اند. از مجاهدات علمى و فرهنگى آنان که بحق از جهاتى افضل از دماء شهيدان است که بگذريم، آنان در هر عصرى از اعصار براى دفاع از مقدسات دينى و ميهنى خود مرارتها و تلخيهايى متحمل شده اند و همراه با تحمل اسارتها و تبعيدها، زندانها و اذيت و آزارها و زخم زبانها، شهداى گرانقدرى را به پيشگاه مقدس حق تقديم نموده اند. شهداى روحانيت منحصر به شهداى مبارزه و جنگ در ايران نيستند، يقينا رقم شهداى گمنام حوزه ها و روحانيت که در مسير نشر معارف و احکام الهى به دست مزدوران و نامردمان، غريبانه جان باخته اند زياد است. در هر نهضت و انقلاب الهى و مردمى ، علماى اسلام اولين کسانى بوده اند که بر تارک جبين شان خون و شهادت نقش بسته است. کدام انقلاب مردمى - اسلامى را سراغ کنيم که در آن حوزه و روحانيت پيش کسوت شهادت نبوده اند و بر بالاى دار نرفته اند و اجساد مطهرشان بر سنگفرشهاى حوادث خونين به شهادت نايستاده است؟ در 15خرداد و در حوادث قبل و بعد از پيروزى، شهداى اولين، از کدام قشر بوده اند؟... «18»

به برادران و دوستان دانش آموز نيز وصيت مي نمائيم كه اگر چه خود موفق به عمل كردن آن نشدم و از شما مي خواهم كه در حد توانتان درس علمي را بياموزيد كه آينده انقلابمان نه تنها انقلاب اسلامي بلكه انقلابات اسلامي آينده جهان به نيروي مومن و متقي و متخصص نياز بسيار خواهد داشت.

سپس دوستان دانش آموز خود را مورد خطاب قرار می هد و نسبت به اهمیت تحصیل و درس خواندن به آنها گوشزد می کند وتاکید می کند که اگر چه خودش به واسطه اهمیت حضور در جبهه های جنگ  موفق به اتمام تحصیل خود نشده است «19»، اما دوستانش مکلف به انجام آن می باشند .

شهید یوسفی نژاد در اینجا به نکته تازه ای اشاره می کند او تاکید می کند که پرتو آینده انقلاب اسلامی همه جهان را در بر خواهد گرفت که ما باید آمادگی آن را داشته باشیم

تحلیل

نظريه صدور انقلاب اسلامي از ديدگاه امام خميني (ره)

انقلاب اسلامي ايران بي شك پديده اي نوظهور در قرن حاضر مي باشد. انقلابي غايت گرا، آرمان گرا، اسلام گرا و عالمگير كه از سوي رهبري فرهمند و بي نظير در جهان اسلام چون امام خميني ـ رحمه الله ـ هدايت گرديد و تحولي شگرف در عرصه روابط بين الملل و در معادلات سياسي دولت هاي جهان پديد آورد.
امام خميني ـ رحمه الله ـ انقلابي را بنيان نهاد كه چون تيغي دو لبه، همزمان عليه كمونيسم و كاپيتاليسم جهانی به كار گرفته شد.
رهبري انقلاب با هدف مقابله با سلطه ابر قدرت هاي شرق و غرب، ملل اسلامي را با رويكردي مجدد به ارزش هاي اسلامي فرا خواند و با قايل شدن ارتباط مستقيم ميان انقلاب و ايدئولوژي، انقلاب را شرطي لازم و ضروري براي تحقق آرمان هاي الهي، وسيله اي براي نيل به مقاصد مكتبي و پيوند دادن جامعه بشري به تعالي انساني تلقي نمود و در اين راه در پياده كردن نظريه خويش اهتمام نمود.

،‌حضرت امام ـ رحمه الله ـ نه تنها انقلاب را ضروري مي دانستند بلكه بر گسترش دايره آن به ساير كشور هاي اسلامي نيز تاكيد داشتند و بر اساس آيه شريفه «ولتكن منكم امه يدعون الي الخير و يامرون بالمعروف وينهون عن المنكر («20» خواهان تلاش مردم ام القري اسلام براي صدور انقلاب و برقراري حاكميت اسلام در تمامي دنيا بود، ليكن در اين رهگذر نيز قائل به اعمال اصل تدرج بود . از اين رو با نصايح خود به حاكمان كشور هاي اسلامي و دعوت آن ها به پيش گرفتن خط مشي صحيح اسلامي و حاكميت بخشيدن به احكام الهي ابتدا بر انقلاب در هيات حاكمه دول اسلام تاكيد داشتند و سپس در صورت عدم هدايت حاكم اسلامي، انقلاب را تنها راه نجات ملل مسلمان و شرطي اساسي براي تحقق ارزش هاي اسلامي مي دانستند.
از منظر امام خمینی به عنوان بنیان گذار جمهوری اسلامی در کشور ایران همه چیز حول محور تقدیر و خواست الهی دور می زنند. از این رو در تئوری حکومتی حضرتش در سايه همين تحول روحي مبتني بر اعتماد به خدا، بريدن از غير او، شجاعت، استقبال از شهادت و تلقي آن به عنوان سعادت است كه انقلاب بيروني نیز تحقق مي يابد. بر اين مبنا حضرت امام ـ رحمه الله ـ لازمه انقلاب را تغيير ادراك و نگرش علمي مردم نسبت به خويشتن و پديده هاي بيروني مي دانند.«21»

در این رابطه نویسنده کتاب جامعه شناسی می نویسد: آیت الله خمینی ؛ حکومتی را که بر طبق قوانین سنتی اسلامی سازمان یافته بود تاسیس کرد. انقلاب اسلامی به گفته وی دین را ، آنگونه که در قرآن مشخص گردیده ، اساس مستقیم زندگی سیاسی و اقتصادی قرار می دهد. این قوانین اکید با شیوه نگرشی بسیار ملی گرایانه ، که ویژه تاثیرات غرب را رد می کند همراه است. اگر چه اندیشه هایی که اساس اساس انقلاب را تشکیل می دهند ظاهراً می باید تمام دنیای اسلام را علیه غرب متهد کند، لیکن حکومتهای کشورهایی که شیعیان در آنجا در اقلیت هستند خود را با انقلاب اسلامی ایران در یک صف قرار نداده اند.«22»

در ادامه اگر چه اینجا خطاب شهید به دوستان دانش آموز خودش است ، ولی این موضوع می تواند هم دانش آموزان آن دوران و هم در ادوار بعدی کشور را نیز دربر بگیرد. از دیدگاه شهید یوسفی نژاد ؛ جوانان نسل حاضر  و نسل های بعدی باید این آمادگی را داشته باشند تا در فتح یکا یک قلل علمی جهان اقدام کنند و همانند یک رزمنده فتح هر یک از این علوم را به عنوان یک خاکریز و یک سنگر به حساب آورند. از نظر شهید یوسفی نژاد در این میان نقش  نسل جوان مومن و متقی امروز از اهمیت بالایی بر خوردار است. چرا که عملاً سر نوشت جامعه در آینده در دستان آنها خواهد بود. بنابراین آنها باید به تخصص در امور مختلف دست پیدا کنند. و آنها باید به عنوان یک حامل ، در انتقال ارزشهای انقلاب اسلامی کوشا باشند.

 

اما امروز که از زمان شهادت این شهید که بیش از دو دهه می گذرد ، دانشمندان جوان کشور جمهوری اسلامی ایران در بسیاری از زمینه ها به شرایط در خور توجه ای دست پیدا کرده است.

- باز سازی و ترمیم خرابی های جنگ تحمیلی

- ساخت و ساز در بخش  سد و جاده سازی

 - نوسازی محیطی مناطق شهری و روستایی

- پیشرفت در امور کشاورزی و خودکفایی در صنعت کندم به عنوان نمونه

-  دستیابی به فناوریهای نوین علوم سلولهای بنیادین

 - دسترسی به تولید و استفاده از آنرژِی و علوم هسته ایی

- موفقیت در ساخت و تولید انواع تجهیزات پزشکی و دارویی

 - پیشرفت در زمینه صنعت هوا و فضا

- استقلال در اکتشاف و استخراخ نفت و گاز و منابع زیر زمینی و توسعه آن

- قطع وابستگی کامل در صنایع نظامی و دفاعی

- ساخت وساز در بخش کشتیرانی و صنایع دریایی

و همچنین اجرای اصل هفتم قانون اساسی و تشکل شوراهای اسلامی شهر و روستا و واگذاری مستقیم بسیاری از امور و فعالیتهابه مردم.

- اجرای چهل و چهار  قانون اساسی در جهت رشد و توسعه بخشهای خصوصی (خصوصی سازی)

- رشد فارغ التحصیلان دانشگاهی ، در کنار توسعه فضاهای آموزش عالی ، رشد چشمگیر پذیرش دانشجویان دختر در دانشگاهها و مشارکت زنان و دختر در امور سیاسی ، اجتماعی جامعه از دیگر نمونه ها می باشند.

این نکات وقتی روشن تر می شوند که در یک مقایسه منصفانه کشور ایران را با بسیاری از کشور ها قیاس کنیم. به عنوان نمونه  در بسیاری از کشورهای مدعی دموکراسی ، از جمله در بعضی از کشورهای منطقه زنان هنوز از حق رای در انتخاباتها و حتی رانندگی با اتومبیل محروم می باشند.

طی همین دو دهه اخیر است که همه دانش آموزان ایرانی هر ساله می توانند با شرکت در المپیاد خوارزمی  توانایی های خود را به رخ بکشند.

تنها  در 20 سال گذشته دانش آموزان نخبه کشور موفق شدند ضمن شرکت در المپیادهای جهانی  176 مدال در رنگهای مختلف کسب کنند. و این همه به دست توانای همان دانش آموزان دیروز و امروز انجام گرفته  و می گیرد.

و امروز که این وصیت نامه واکاوی می شود. هر روز خبرهایی از موفقیت داشمندان ایران زمین در زمینه های مختلف به گوش می رسد.

فرار مغزها

 درباره موضوع فرارمغزها هرازگاهي مطبوعات به تناوب مطالبي را منتشر مي کنند ومسوولان نير هر چند گاه صحبتي از آن به ميان مي آورند. روز نامه ابتکار طی گزارشی عنوان داشته است که فرار مغزها به عنوان يک آسيب اجتماعي مختص کشورهاي جهان سوم است که  بيش از يک ربع قرن است که جوانان ايراني را نيز به دام خود گرفتار کرده است«23». در ادامه این گزارش آمده است: با این حال در باره فرار مغزها و مهاجرت متخصصين و نخبگان به ديگر کشورها تا کنون به طور اساسي و زيربنايي مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار نگرفته است«24».

 در این خصوص نویسنده نیز تاکید دارد که ؛ وجود بنیاد ملی نخبگان به تنهایی کافی نیست. از راه حل های مناسب برای کمتر کردن فرار مغزها ، مستلزم برنامه ریزی در سطوح پایین تری است که اساساً باید  توسط آموزش پرورش  صورت پذیرد. از جمله پیشنهادی که در مقطع فعلی و بعدی مناسب به نظر می رسد  اين است که:

-  آرمانی کردن نخبگی برای دانش آموزان

- برگزاری المپیاد همانند المپیاد خوارزمی در سطوح پایین تر

- اختصاص بهترین محل برای زندگي افراد نخبه. چون هدف استفاده  از تخصص، مهارت و سرمايه آنها می باشد.

- بوجود آوردن انجمنهاي علمی دانشجويي در رشته های گوناگون

- تشکیل گروههاي ویژه دانش آموختگان و تحصيلکرده گان  داخل و خارج

-  برپايي سمينارها و همایشهای مناسب و با مناسبت که می تواند در دستيابي به اين اهدا ف بسيار موثر و مفید باشد.

- الگو سازی دانشمندان ایرانی

جمهوري اسلامي به عنون الگو و پيشتاز و به عنوان صادر كننده فرهنگ اصيل انقلاب اسلامي بايد نيروهاي متقي و متخصص را براي كمك به كشورهاي تازه انقلاب كرده بفرستد

اگر چه شهید عزیز به این موضع می پردازد که همه آن چیزی  که با نام جمهوری اسلامی در دنیا صورت می گیرد باید به عنوان فرهنگ اصیل انقلاب اسلامی باشد و ترجیهاً در کشورهای تازه استقلال یافته ، و به قصد کمک به آنها ، اما با توجه به تحلیل مطالب بالا ، ما نمی توانیم ادعا کنیم که ماجرای مهاجرت  و فرار مغزها کنونی در این راستا می باشد. که شایسته توجه مسئولانه تر است. اما آنچه که می تواند مد نظر این شهید بزرگوار باشد ، این است که آنچه که می تواند برای صدور فرهنگ اصیل انقلاب اسلامی مفید و مناسب باشد ، لزوماً جنگیدن و استفاده از تجهیزات نظامی نیست بلکه می توان از شیوه درست برنامه ریزی و اجرای برنامه های هدفمند باشد. به عنوان نمونه می توان از اجرای درست یک دوره مسابقه ورزشی ، علمی در سطوح مختلف کشوری و بین المللی یا حتی اجرای درست کنفرانسها که منتج به نتیجه باشد یا پیش فرض درست برای  انواع  پروژه هایی که در زمان پیش بینی شده خودش به پایان رسیده باشد. و اگر دقیقتر عمل شود از فرایند مهاجرت مغزها هم می توان در این راستا بهره گرفت. که شاید از هر اسلحه ای صد البته کار آمد تر و اثر گذارتر خواهد بود

جان کلام این شهید این است که : منظم و با برنامه باشیم. متعهد باشیم . تعهد به قول و قرارها به معنی واقعی با توجه به تاکیداتی که در دین مبین اسلام شده است.

 و از شما مي خواهم كه در انجمنهاي اسلامي به عنوان يك تشكيلات خط امامي نيز فعاليت نموده و از آن طريق سطح آگاهيهاي سياسي و ايدئولوژي خود را بالا ببريد.

انجمنهای اسلامی در مدارس و مساجد محلات در اوائل انقلاب ، به عنوان يك تشكيلات خط امامي ، مراکز تجمع نیروهای مومن به انقلاب اسلامی بود که بعدها پایگاه های بسیج مستضعفین جای آن  را گرفت. فعالیتهای فوق برنامه جدیدی که اکنون به صورت مدرن و حرفه ای به آن عمل می شود ، شکل تکامل یافته فعالیتهای کلاسیکی است که توسط انجمنهای اسلامی و بعداً بسیج مستضعفین صورت می گرفته است. و البته هنوز هم این فعالیت های فوق برنامه در بسیج مستضعفین با کمترین هزینه ها نسبت به سایر واحد ها انجام می گیرد.

که شهید از همه جوانان و نوجوانان می خواهد که از این امکان بهترین استفاده را بکنند و مخصوصاً سطح آگاهيهاي سياسي و ايدئولوژي خود را بالا ببرند.

موفق باشيد.

دست آخر شهید برای همه آرزوی موفقیت می کند.

وصيتي نيز با مسئولين و كل كساني كه اعتقاد به ولايت فقيه دارند . و آن اين است که: از تفرقه و جدايي دوري جوئيد و طبق آيات فراوان قرآن و رهنمودهاي امام عمل نموده و به ريسمان خداوند چنگ زنيد.

 

وقتی به مطالعه وصیت نامه ها ، نامه ها و دست نوشته های شهدای انقلاب اسلامی وجنگ تحمیلی می پردازیم ، کراراً به مواردی برخورد می کنیم که شهدای عزیز بیشتر از سایر موضوعات بر آن تاکید کرده اند. وقتی دقت کنیم می بینیم که همه مطالب مندرج در این وصیت نامه حول سه محور دور می زند که عبارتند از: الف)پیروی از ولایت فقیه ،

ب)حفظ وحدت

ج)حفظ حجاب اسلامی بانوان.

اکنون اگر ما بخواهیم در باره هر یک از این موضوعات بحث کنیم به بسیاری از حکمت ها دست پیدا خواهیم کرد اما در یک تحلیل کوتاه خوب است به موارد ذیل  توجه کنیم:

1- به علت رویکرد بعضی از مسئولین هم در زمینه حجاب اسلامی زنان و دختران جامعه اسلامی اجهاف شده است.

- وقتی  که مجوز ساخت انواع فیلم های سینمایی داده می شود که در آن انواع پوشش نامناسب و تزریق رفتارهای دور شان زن مسلمان ، القای انواع چشم و هم چشمی و ... به نمایش گذاشته می شود.

- زمانی که مجوز ورود هر نوع السته و لوازم آرایشی نا جور و بعضاً بد جور داده می شود.

- زمانی که همین تولیدات داخلی از الگوهای غربی بهره گرفته می شود.

- حتی زمانی که قیمت چادر ساخت کشورمان در سایر کشورها ارزانتر از داخل ایران به فروش می رسد.

- و نمونه های دیگری که ما مجبور به لحاظ محدوده بحث هستیم و جای بحثش که فرصت دیگری را می طلبد.

2-  از فردای پایان جنگ و بسته شدن در باغ شهادت با درایت سیاسیون بر مسند در سطح کلان ، گرایش های فردگرایی تحت لوای برنامه های وسیاستهای فرهنگی اقتصادی تقویت شد.

توزیع ثروت و منابع به شکل نامناسب و بهره مندی قلیلی و رویکرد آنان به زندگی اشرافی باعث نوعی عدم اعتماد در لایه های زیرین جامعه به حکومت دینی شده است گذشت و ایثار کمرنگ شد. که البته با فداکاری عده ای حتی در سطح مرجعیت دینی مقاومتها صورت می گیرد ولی با این حال به  جایگاه و شان ولایت فقیه اجهاف شده است.

3- در حوزه وحدت هم اگر چه اقدامات در خور توجه نظیر اعلام هفته وحدت ، تشکیل سازمان تقریب مذاهب و همچنین اعلام آخرین جمعه ماه رمضان به عنوان روز قدس و حمایت از آرمان فلسطین ... شده است. با این حال علاوه بر القاعات دشمنان به کشور های همجوار ایران و تفرقه بین مذاهب متاسفانه در داخل کشور هم تمایلات حزبی ، گروهی وفرد گرایی بر همبستگی و گذشت برتری دارد. اما بی تاثیر از عوامل مرتبه قبلی نبوده است.

امروز که این نوشتار شهداء باز خوانی می شوند ، سالها از شهادت این شهیدان  می گذرد. اما حوادثی در سال 1388 در کشور ایران رخ داد که وقتی کمی دقت کنیم ، متوجه می شویم که شهیدان ما واقعاً از  چه روح بلندی برخوردار  بودند  که این دوره ها را می دیدند. این شهید هم با اینکه وصیت نامه اش را به اتمام رسانیده بود ، اما اینگار که مطلبی به خاطرش رسیده باشد ، با اینکه در ابتدای امر هم در باره «ولایت فقیه» و لزوم پیروی از امام به همه توصیه نموده بود ، دوباره به این موضوع می پردازد و اینبار مستقیماً به سراغ مسئولین و همه کسانی که به « ولایت فقیه» اعتقاد دارند ، می رود و از آنها می خواهد که از تفرقه و جدایی دوری کنند و با استناد به آیات قران و بیانات حضرت امام خمینی(ر) می گوید: به ريسمان خداوند چنگ زنيد. که اشاره ای است به آیه 103 سوره مبارکه آل عمران که می فرماید: وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ كُنْتُمْ عَلى‏ شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ. و همگى به ريسمان خدا (قرآن و اسلام و هر گونه وسيله ارتباط ديگر) چنگ زنيد و پراكنده نشويد، و نعمت (بزرگ) خدا را بر خود بياد آريد كه چگونه دشمن يكديگر بوديد و او در ميان دلهاى شما الفت ايجاد كرد، و به بركت نعمت او برادر شديد، و شما بر لب حفره‏اى از آتش بوديد، خدا شما را از آنجا برگرفت (و نجات داد) اين چنين خداوند آيات خود را براى شما آشكار مى‏سازد شايد هدايت شويد.

ضروری است که ما در اینجا این نکته را نیز  توضیح بدهیم که اکثر کسانی که در حوادث پیش و پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در کشور جمهوری اسلامی ایران و براساس برنامه های سازماندهی شده بنیاد امریکاهی سرورس«25» اقدام به بر اندازی نرم نظام اسلامی  در لوای انتخابات ریاست جمهوری کردند ، در طول دهه اول انقلاب و دوران حیات بنیانگذار جمهوری اسلامی از مسئولین نظام جمهوری  اسلامی و از طرفداران پر و پا قرص « حاکمیت ولایت فقیه » بودند. 

 

من اگر ماه نشوم تنهايم

تو اگر ماه نشويد خويشتني                                                                                                                                                                                               چه كسي خواهد من و تو ماه نشويم  ؛

خانه اش ويران باد. چه کسی خواهد من و تو ما نشویم

خانه اش ویران و عمرش نیست باد

من اگر ما نشوم تنهایم

تو اگر ما نشوی خویشتنی

تو مپندار که این خاموشی من

هست برهان فراموشی من.فراموشی من

تو مپندار که این تنهایی تو

هست برهانی بر جدایی تو.جدایی تو

ای روشنفکر.ای روشنفکر با خلق در آمیز

همراه خلق همراه خلق.با دشمن تو بستیز

از کجا که من و تو دست بدست

شور انقلاب بر پا نکنیم

از کجا که من تو متحد

مشت رسوایان را وا نکنیم

من اگر بنشینم تو اگر بنشینی

چه کسی بر خیزد چه کسی با دشمن خلق ستیزد

من اگر برخیزم تو اگر برخیزی

همه بر می خیزند

 

 

این شعر از زنده یاد حمید مصدق«26» است که شهید با استفاده ازقسمتی از  آن به اهمیت اتحاد می پردازد.

خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار

شعار خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار ، شعار همه مومنین ، رزمندگان و مردم مسلمان و انقلابی ایران در زمان حیات حضرت امام خمینی (ره) بود که معمولا پس از هر فریضه دینی و اجتماعی از درگاه الهی استمداد می شد ، که این شهید در پایان این وصیت نامه نیز آن سر می دهد.

 

پيش به سوي پاسداري تداوم و گسترش انقلاب اسلامي

شهید عباس یوسفی نژاد در یک شعار حماسی از همه می خواهد که در اندیشه پاسداری ، تداوم و گسترش انقلاب اسلامی باشند.

 

پيش به سوي اتحاد جماهير اسلامي در سراسر جهان

این شعار دیگری از شهید یوسفی نژاد است که باز شکل حماسی دارد. اما لازم است توضیحی مناسب داده شود.

اتحاد جماهیر اسلامی= اتحاد جماهیر شوروی«27» مطمیناً هدف شهید از آوردن اتحاد جماهیر اسلامی نه بخاطر این بوده که کشورهای اسلامی از نمونه شوروی سابق پیروی کنند. بلکه منظور ایشان بیشتر بر گرفته به از تعاليم عالى انسان ساز اسلام است كه : مسلمانان در هر كجا كه باشند، داراى هدف مشتركى هستند و خداى يگانه را مى پرستند؛ چونان به هم نزديكند كه گويى هيچ جدايى ندارند و همانند پاره های يك تن زنده ، پيكر واحدى را مى سازند. امام صادق فرمود: مومنين با هم برادرند و در پيوند برادرى و عطوفتشان همانند پيكرى زنده هستند كه اگر عضوى از آن به درد آيد، دگر عضوها را قرارى نيست . «28» اسلام اين برنامه را به جهان عرضه داشت كه : مى توان در سايه ايمان به خدا، همگان را با هم برادر كرد. قرآن مى فرمايد: مومنين - در هر كجا كه باشند و از هر نژادى - برادر يكديگرند. «29» آرى دوست داشتن برادر دينى ، و از صميم قلب و جان ، مهر ورزيدن به آنان ، وظيفه حتمى مسلمانان است . بايد روح محبت در بين گرويدگان به  اسلام پرورش يابد، تا در سايه تعاليم عاليه دين اسلام با هم برادر باشند.

 

نابود باد ظالمان و كفر پيشگان ستمگر

در این راه آرزوی شهید نابودی هرچه ظالم وستم است که همواره در جهان حکم فرمابوده است.

زنده باد اسلام زنده باد قرآن

و در مقابل آرزوی پایندگی اسلام و قران را می کند.

عباس يوسفي نژاد

1361/2/7

جبهه فرسيه ـ اهواز ـ پادگان دشت آزادگان

دست آخر شهید با درج نام خود – تاریخ نگارش و منطقه جغرافیایی جبهه نبرد  مسئولیت مطالب خود را بر عهده می گیرد.

 

 

«1»  - تفسير نمونه، ج‏24، ص: 315

«2» - خواجه عبدالله انصاری

«3» - امام خمینی، چهل حدیث، ص 4

«4» - سوره الفجر آیات 27 تا 30

«5» - شوروی سابق

«6» - .منشور روحانیت 3 اسفند 1367

«7». ترجمه الميزان، ج‏16، ص: 299

«8» - تفسير نمونه، ج‏16، ص: 467

«9» - محدثی. جواد، بنیاد پژوهشهای اسلامی ، مشهد ، 1387

«10» - همان

«11» - همان

«12» - ( بحار الانوار، ج ,85 ص 324 )

«13» - آیه 22 سوره مبارکه مجادله

«14» - علیپور باغبان نژاد ، یوسف و رضایی اصغر، حجاب = آزادی یا اسارت؟ ، تبریز، انتشارات احرار

«15» - حداد عادل ، غلامعلی، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی. تهران انتشارات سروش 1359 جاپ هفتم 1380 ص ص 61-62

«16» همان 178

«17» وصیت نامه الهی سیاسی حضرت امام خمینی

«18» - منشور روحانیت 3 اسفند 67

«19» - شهید از رزمندگان گردان تخریب لشکر 25 کربلا بود. توجه به این نکته در خور است که بدانیم کسانی که به عضویت این گردان در می آیند ، مامور خنثی سازی انواع مین و مواد معترقه و ناریه می باشند. چنانکه از اولین اشتباه آنها آخرین اشتباهشان می باشد. اصطلاحی که در بدو ورود به گردان تخریب به این افراد یاد آوری می شود.

«20» - “و باید از میان شما گروهى باشد که دعوت به خیر و امر به معروف و نهى از منکر کنند و آنها رستگارانند”.آل عمران / 104)»

«21» - ویژگیهای اندیشه امام .ص 7

«22» - گیدنز. آنتونی ، 507

 

«23» - روزنامه. ابتکار ،چهارشنبه 29 مهرماه 1388 ذي القعده 1430 - 21 اکتبر 2009  نسخه شماره  1599

«24» -  همان

«25»- سلیمی، علی الله. صورتهای رنگین ، نگاهی به زمینه ها و شکست کودتای مخملی در ایران و وقوع آن در کشور های اروپای شرقی و آسیای میانه.

«26»- حمید مصدق بهمن ۱۳۱۸ در شهرضا متولد شد. چند سال بعد به همراه خانواده‌اش به اصفهان رفت و تحصیلات خود را در آنجا ادامه داد. او در دوران دبیرستان با منوچهر بدیعی، هوشنگ گلشیری، محمد حقوقی و بهرام صادقی هم مدرسه بود و با آنان دوستی و آشنایی داشت.

مصدق در ۱۳۳۹ وارد دانشکده حقوق شد و در رشته بازرگانی درس خواند. از سال ۱۳۴۳ در رشته حقوق قضایی تحصیل کرد و بعد هم مدرک کارشناسی ارشد اقتصاد گرفت. در ۱۳۵۰ در رشته فوق لیسانس حقوق اداری از دانشگاه ملی دانش‌آموخته شد و در دانشکده علوم ارتباطات تهران و دانشگاه کرمان به تدریس پرداخت.

وی پس ار دریافت پروانه وکالت از کانون وکلا در دوره‌های بعدی زندگی همواره به وکالت اشتغال داشت و کار تدریس در دانشگاه‌های اصفهان، بیرجند و بهشتی را پی می‌گرفت.

در ۱۳۴۵ برای ادامه تحصیل به انگلیس رفت و در زمینه روش تحقیق به تحصیل و تحقیق پرداخت. تا سال ۱۳۵۸ بیشتر به تدریس روش تحقیق اشتغال داشت و از ۱۳۶۰ تدریس حقوق خصوصی به خصوص حقوق تعاون . مصدق تا پایان عمر عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی بود و مدتی نیز سردبیری مجله کانون وکلا را به عهده داشت.

حمید مصدق در هشتم آذرماه ۱۳۷۷ بر اثر بیماری قلبی در تهران درگذشت.

«27» - اتحاد جماهیر شوری- عنوان کشوری بود که مبتنی بر روش کمونسیتی ، سوسیالیستی ،  بیش از 15 کشور را در بر می گرفت و پایتخت آن شهر مسکو روسیه بود.  این  کشور در سال 1990 میلادی فرو پاشید.

«28» - كافى ج 2 ص 166 حديث 4

«29» - سوره حجرات آيه 10